مدح و مرثیۀ حضرت زینب سلاماللهعلیها
دین جاودان شد از نـفـس جـاودانیات شـد اُسـوۀ تـمـام جـهــان زنـدگـانـیات باغ امید و گـلشن صبر و وفـا و عشق سـیـراب شد ز مـرحـمـت آسـمـانیات در دفـتـر مجـاهـدت و دین و معـرفت صدهـا حکـایت است ز راز نهـانیات روزی که سایهسار محـبّت خراب شد خورشید بهـرهمـند شد از مهـربانیات بعد از هـزار سال مـلائک در آسـمان در حـیرتـنـد از تو و از جانفـشانیات وقـتی که ذوالـفـقـار کلامت کـشیده شد لرزید کاخ ظلم از آن خـطبهخوانیات ای زیـنـبی که در سفر کـربلای عشق ایــثــار تـکـیـه داد بـه قـدّ کـمــانـیات بیخـود نـگـفـتـهاند که اُمّ الـمـصائـبـی هرگـز نـدیـد چـشم فـلـک شـادمانیات ای قهـرمان کـرب وبلا، زینب صبور ثبت است در صحـیفۀ دل قهـرمانیات تا روز رستخیز، ز کربوبلا به عرش پـر میزنـد کـبـوتـر نـام و نـشـانـیات مهمان لطف توست «وفایی» تمام عمر شـرمنـده است از تو و از میـزبانیات |